شعر معاصر

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «فرخی یزدی» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

شعری از فرخی یزدی

هرجا سخن از جلوه ی آن ماه پری بود
کارِ من سودازده ، دیوانه گری بود

 

پرواز به مرغان چمن خوش که درین دام
فریاد من از حسرت بی بال و پری بود

 
گر اینهمه وارسته و آزاد نبودم
چون سرو ، چرا بهره ی من بی ثمری بود


روزیکه ز عشق تو شدم بی خبر از خویش
دیدم که خبرها همه از بی خبری بود


بی تابش مهر رُخت ای ماه دل افروز
یاقوت صفت ، قسمت ما خون جگری بود

 

دردا ، که پرستاری بیمار غم عشق
شبها همه در عهده ی آه سحری بود

 

 

  • علی اکبری